پروفایل نویسنده

آرشیو مطالب

کلیه مطالب این وبلاگ

طراح قالب : آی تم



 

به بعضیام باس گفت:

واسه کسی کلاس بزار که هم کلاسیت باشه

نه واسه ما که تو کلاسمون رات نمیدیم

 

 

پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1392 2:52 |- Mona -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________


اینو آویزه گوشت کن

مگه نخواستی بری؟

پس اینکه گریه میکنم یا نه!

اینکه شادم یا نه!

اینکه مواظب خودم هستم یا نه!

به خودم ربط داره

تو که به خواسته ات رسیدی

رفتی...

پس دیگه ساکت شو لعنتی...

نایت اسکین

میگن یه نفر ارزش نداره که به خاطرش زندگیتو تعطیل کنی...

با خودم فکر میکنم مگه اون یه نفر کی بود؟!

که اونی که میگفت همه زندگیمی به خاطرش ازم گذشت!

نایت اسکین

بعضی وقتا مجبوری تو فضای بغضت بخندی...

دلت بگیره ولی دلگیری نکنی...

شاکی بشی ولی شکایت نکنی...

گریه کنی ولی نزاری اشکات پیدا بشن...

خیلی چیزا رو ببینی ولی ندیدش بگیری...

خیلی ها دلتو بشکنن و تو فقط سکوت کنی...

نایت اسکین

حالا که رفته ای دلم برای تو بیشتر از خودم میسوزد

فکر میکنی کسی به اندازه من

دوستت خواهد داشت

نایت اسکین

تقصیر تو نیست که...

مقصر معلم دستور زبان فارسی بود

که به من نگفت

"من" با هر "تویی""ما" نمیشود

نایت اسکین

همه فکر میکنن تنها بودن شما را غریب میکند

اما این صحیح نیست...!

گرفتار فردی بی لیاقت بودن

غریبانه ترین حس دنیاست..

نایت اسکین

اون لحظه که گفتی یکی بهتر از تو رو پیدا کردم

یاد اون روزایی افتادم که

به صدتا بهتر از تو گفتم

من بهترینو دارم...

 

 

چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 21:42 |- Mona -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________


می دانی..؟


آدم های ِ ساده..


ساده هم عاشق می شوند..


ساده صبوری می کنند..


ساده عشق می وَرزَند..


ساده می مانند..


اما سَخت دِل می کنند..


آن وقت که دل ِ می کنند..


جان می دَهند..


سخت میشکنند..


سخت فراموش میکنند..


آدم های ِ ساده…..

حکایت ما آدم ها


حکایت کفشاییه که


اگه جفت نباشند


هر کدومشون


هر چقدر شیک باشند


هر چقدر هم نو باشند


تا همیشه


لنگه به لنگه اند


کاش


خدا وقتی آدم ها رو می آفرید


جفت هر کس رو باهاش می آفرید


تا این همه آدمای لنگه به لنگه زیر این سقف ها


به اجبار، خودشون رو جفت نشون نمی دادند

سکوتـــــــــــــ


و دیگر هیچ نمی گویم …!


که این بزرگترین اعتراض دل من استـــــــــ 


به تو


سکوت را دوستـــــــــ دارم


به خاطر ابهت بی پایانشـــــــ …..


پنجشنبه سی ام آبان 1392 1:13 |- Mona -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________



 

محتـاج درک شدن نیستم

فقـط دردم می آید

خر فرض شوم...

 هر بار که می خواهم به سمتت بیایم یادم می افتد

دلتنگی

هرگز بهانه خوبی برای تکرار یک اشتباه نیست….!

 " نوشته های من مخاطب ندارد "

مخاطب نوشته هایم

به سادگی یک لبخند

رهایم کرد

خدایا


خواستم بگویم تنهایم


اما نگاه خندانت ، مرا شرمگین کرد

 چه کسی بهتر از تــو ؟!

پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1392 14:0 |- Mona -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________


 

رفتنت مردانه نبود

لاقل مرد باش و بر نگرد

 

مشکی به تن کنید

عزا گرفته ام..

برای مرگ یه احساس

احساسی به بزرگی یک غرور له شده

به زیر خیانت های یک عشق دروغین

اینجا...

در خلوتگاه این عشق

صدای شیونهای دردناکم

صدای نفرین های این دل شکسته ام

روزی به گوشت خواهد رسید

این صدا را...

دست سرسخت سرنوشت به گوشت میرساند

برای زجر های این قلب سوخته ام

برای هر نفس که با مرگ کشیدم

برای تک تک ثانیه های تنهایی ام

و برای غرور شکسته ام

دیدار به قیامت عزیز لعنتی

 

هی تو

با خود چه فکری کرده ای

از من دور باش

خیلی وقت است از سنگ هم سخت تر شده ام

تنها کاری که میتوانم انجام دهم

ضربه زدن است...دل شکستن است....

در اوردن اشک است...

اگر هیچ وقت بعد از هر لبخندی

خدا را شکر نمیکنی

حقی نداری بعد از

هر اشکی اورا سرزنش کنی ...

 

 

 

 

 

پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1392 2:17 |- Mona -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________



غلط کرده هر کی گفته

من برای تو تره هم خورد نمیکنم

من برای تو خیلی چیزا خورد میکنم

مثلا:

دندونات یا حتی قلم پاهات

اگه یه بار دیگه بیای سمتم

خط زدن من پایان من نیست

بلکه اغاز بی لیاقتی توست

همیشه بهترین ها

 برای من بوده و هست

پس اگر مال من نبودی

بدان بهترین نبودی

 

انکه عوض شدنش بعید است

عوضی شدنش حتمی است

 

ازم میخواست حلالش کنم

همان کسی که

با بی رحمی محبت هایم را حرام کرده بود


یکشنبه هفدهم شهریور 1392 19:56 |- Mona -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________



...

 

شب شد خورشید رفت آفتابگردان به دنبال افتاب آسمان را جست و جو میکرد

ناگهان ستاره ای چشمک زد

آفتابگردان سرش را به زیر افکند و گفت: گلها خیانت نمیکنند

 

سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1392 0:25 |- Mona -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________


Aytem.ir